راهکار موثر ایجاد انگیزه اتمی و مدیریت همیشگی انگیزه
خیلی افراد منتظر هستند. منتظر ایجاد انگیزه هستند که آن را سوخت حرکت خود کنند.
اما آیا به نظر شما هم انگیزه اینگونه ایجاد میشود؟
در پاسخ صریح و قاطع باید گفت: نه، هیچگاه اینگونه نبوده است. برای تایید این گفته، به کارهایی که انجام دادهاید به طور دقیق فکر کنید و به یاد آورید.
بحث سر این موضوع نیست که در شروع مسیر باید انگیزه داشته باشم یا نداشته باشم. بلکه مسئلهی مهم این است که انگیزه خود به خود ایجاد نمیشود. بلکه باید بتوانیم به طور آگاهانه آن در خود ایجاد کنیم.
حال اینکه چه عملی و چه راهکارهایی را انجام دهیم که بتوانیم به طور آگاهانه این انگیزه را در خود ایجاد کنیم، و منتظر ایجاد انگیزه نباشیم، موضوع اصلی این مقاله است. پس با این مقاله همراه باشید.
انگیزه به آن مفهوم رایج که در ذهن ما است وجود ندارد. انگیزهها همیشه با دستاوردهای ما گره خورده است. شور و اشتیاق همراه با ایمان برای به نتیجه رساندن یک هدف برای ما سوخت حرکت میشود. نه صرفا انگیزه به تنهایی.
خود را تصور کنید که میخواهید یک فعالیت جدید را شروع کنید و با خود میگویید، الان حسش نیست و بعدا سر فرصت که ذهنم مشغول نبود انجامش میدهم. و اینطور میشود که هیچگاه آن کار را شروع نمیکنید. و آن را به نداشتن انگیزه گره میزنید.
در ابتدا حق با شماست و شما درست میگویید. شما انگیزه ندارید. اما موضوع با همینجا ختم نمیشود.
اصل ماجرا در کمالگرایی ما نهفته است که کاملا پشت پرده قرار دارد و کارش را بخوبی انجام میدهد. خیلی از افراد کمال گرایی را نوعی مزیت میدانند و میگویند که من فردی کمالگرا هستم و تا زمانی که به تمام نقاط آن عمل آگاهی پیدا نکنم، هیچگاه آن کار را انجام نمیدهم. باید اطلاعاتم تکمیل تکمیل باشد تا بتوانم بهترین خودم را درباره آن کار یا فعالیت ارائه دهم.
اما در اینجا باید بگویم که کمالگرایی یک عیب بزرگ است که مانند یک بیماری فلج کننده هیچگاه نمیگذارد قدمی از قدم برداریم. درواقع موضوع انگیزه نیست.
موضوع مهم ضعف رفتاری در وجود ماست که نامش کمالگرایی افراطی است.
ما برای غلبه بر بیانگیزگی راهکار مشخصی داریم. و آن اقدام های قدم اول است. همیشه در قدم صفر هر کاری ما هیچ چشماندازی از نتیجه کار نداریم. بخاطر همین هم هیچ قدمی از قدم برنمیداریم. اما اگر بتوانیم به این مقاومت ذهنی خود غلبه کنیم و تنها و تنها یک قدم اولیه و آسانترین قدم را برداریم، آنگاه ابعاد کلی کار دستمان میآید و شانس این را داریم که بتوانیم چشمانداز نتیجه این عمل را تخمین بزنیم و نتیجه را در ذهنمان ترسیم کنیم.
این تنها راهکار قطعی ایجاد انگیزه است و کاملا منطقی است که باید کاری انجام دهیم تا انگیزه ایجاد شود.
اینکه منتظر ایجاد انگیزه باشیم مانند این است که در کلبهای سرد قرار گرفته باشیم و به بخاری بگوییم اگر مرا گرم کنی، روشنت میکنم.
در صورتی که منطقی است که اول باید بخاری را روشن کنیم تا ما را گرم کند.
پس موضوع انگیزه، موضوعی ساده است که در پس پردهای، بُعد کمالگرایی ما را در خود مخفی کرده است که نمیگذارد حرکتی کنیم. و این ترفند ذهن ما است که نمیگذارد به اصل موضوع و منشا مشکل پی ببریم، تا ذهن ما انرژی بیشتری مصرف نکند.
چون وظیفهی ذهن همیشه حفظ حالت و شرایط موجود است و از هر گونه حرکت و تغییری دوری میکند. و برای ایجاد تغییر باید با نیروی آگاهانه و شور و اشتیاق به سمت انجام عمل حرکت کنیم.
این نکته مهم را نیز به یاد داشته باشید که هیچ گاه نمیتوان گفت هیچ فردی نیست که کمالگرا نباشد. همهی ما به نوعی در دام کمالگرایی گیر افتادهایم.
برای نوشتن کتاب من واقعا به دامش گرفتار بودم. تا اینکه گفتم باید کتابم را تمام کنم و بهترین بودن هیچ کاه حاصل نمیشود، تا زمانی که حرکت نکنم و انجامش ندهم. وقتی که شروع کردم به نوشتن، تمام جزئیات و قدم های بعدی یکی پس از دیگری برایم هموار شد.
در صورتی که قبل از شروع نوشتن، در ذهنم سوالات بیجواب بیشماری بود که ذهن و دستان مرا محکم بسته بود. اما با حرکت در قدمهای اول مسیر، مسیر کم کم واضح شد.
در مورد کمالگرایی باید مقاله جداگانهای بنویسم که به امید خدا آ را هم تکمیل میکنم و بزودی در سایت قرار میدهم. 😉
ممنونم از توجه شما، و امیدوارم این نکته ذهن شما خوانندهی عزیز را بازتر کرده باشد. در پایان هر سوال و ابهامی درباره مقاله دارید، لطفا در قسمت کامنتهای این مقاله بپرسید تا با هم ادامه ماجرا را پیش ببریم. ممنونم. 😉
در حال آپدیت بیشتر……