مقالات رایگان

چرا نباید نگران چگونگی رسیدن به اهداف باشید؟

چگونگی رسیدن به اهداف امری مهم ذر مسیر تحقق خواسته‌ها است. ولی آیا برای رسیدن به خواسته ها باید به چگونگی رسیدن به اهداف فکر کنیم؟

آیا چگونگی رسیدن به اهداف مهم است؟

من در کتاب تجسم هدفگرا در مورد تفاوت هدف و چشم انداز توضیح داده‌ام که باید برای رسیدن به اهداف که برای خود تعیین کردیم، حتما باید برای انجام قدم‌های رسیدن به آن هدف، برنامه ریزی روزانه‌ای داشته باشیم. و چگونگی انجام آن را هم در سر داشته باشیم.

نکته مهم دیگری که در کتاب تجسم هدفگرا بیان شد این مورد است که سوالات قدرتمند کننده در این مورد چه چیزهایی هستند.

سوالات قدرتمند کننده برای رسیدن به خواسته

  • از خود بپرسید چگونه این کار را طوری انجام بدهم که راحت تر باشد؟
  • آیا راه حل بهتری وجود داد؟
  • چطور میتوانم بهتر انجامش دهم؟
  • آیا میتوانم طوری انجام دهم که با یک تیر چند هدف را بزنم؟ (انجام کارهای همزمان)
  • آیا کسی میتواند در این قسمت کار به من کمک کند تا خیلی سریع‌تر انجام شود؟ (کمک گرفتن از دیگران که در آن تجربه دارند و متخصص هستن)
  • چطور انجامش دهم که سریع‌تر تمام شود؟

این سوالات، از نظر ذهنی، به تو قدرت میدهد که اهدافی که برای خود تعیین کرده‌ای را بهتر انجام دهی. زیرا که تمرکز ذهنی تو را بر چگونگی انجام خود آن کار معطوف می‌کند و این جمله که تمرکز تو هر جا رود، موفقیت همانجا حاصل شود نیز در اینجا صدق می‌کند.

اما اگر رویای بزرگی در سرمان است و در حال حاضر برای رسیدن به آن هیچ ایده و راهکاری هم به دلیل فاصله‌ی فرکانسی و زمانی که با آن داریم (به دلیل فاصله‌ی فرکانسی و زمانی که با آن داریم) بهتر است که به چگونگی رسیدن به آن فکر نکنیم و فقط روی نتیجه‌ی نهایی و داشتن آن رویا و تجسم درباره آن تمرکز کنیم.

سوالات از ناحیه‌ی ضعف و مکانیسم‌‌‌های منفی ذهن

تله‌ی سؤالِ چگونه برای اهداف بلند مدت و چشم انداز زندگی ما

مشکل بزرگی وجود دارد که در برخورد با خواسته‌‌‌های جدید، با وضعیت فعلی خودمان، نمی‌توانیم باور کنیم که می‌توانیم به آن خواسته‌یمان برسیم، و ذهن مقایسه‌گر ما، همیشه مقایسه و قضاوت می‌کند. و این فاصله‌ی فرکانسی و زمانی ما نسبت به آن خواسته است که ممکن است حال ما را بد کند.

برای همین در تجسمات، ذهن این‌گونه عمل می‌کند که، فرضاً من خواهان یک خانه رویایی که الآن مبلغ آن در شرایط کنونی ۵ میلیارد تومان است. و وقتی به تجسم آن می‌پردازیم، ذهن منطقی ما به ما می‌گوید که با درامد فعلی که دارم، و مبلغی که باید برای خرید آن خانه پرداخت کنم

احتمالاً ۴۰۰ سال آینده (اگر با همین قیمت ثابت بماند)، به آن خانه دلخواهم خواهم رسید و این امر کاملاً غیرممکن است و درنهایت فراموش می‌شود و ذهن ما کار خود را انجام داده است. پس درواقع در فرایند تجسم، نباید راه‌‌‌های رسیدن به آن هدف را مورد ارزیابی قرار بدهیم و در ذهن خود جنگی راه بی‌اندازیم که این خواسته چطور ممکن به حقیقت بپیوندد.

این مورد با قدرت سؤال کردن که قبل‌تر بیان شد، متفاوت است. باید بدانید سؤالی که از ناحیه استیصال ذهن و اضطرار و حس بد باشد، انعکاس باور‌‌های مخرب ذهن خواهد بود، نه پیداشدن راه‌حلی که به خلق خواسته‌ بیانجامد.

همه‌ی ما در زندگی رویایی داریم، اما راه رسیدن به آن را پیدا نمی‌کنیم و ذهنمان روی چگونگی مسیر قفل می‌شود و با خود می‌گوییم چگونه ممکن است به هدفم برسم! سؤال‌‌هایی از روی تردید برای ذهنمان ایجاد می‌کنیم

که برای پیدا کردن راه‌حل‌‌‌ها نیست، بلکه برای چگونگی انجام آن‌‌‌ها، و به ندای راهنمای درونمان گوش نمی‌دهیم. و این تمام مشکل ماست. بهترین کار تجسم است.

با تجسم کردن فقط روی نتیجه پایانی و لحظه‌ی فتح قله متمرکز شوید

از همان ابتدا نباید، مسیر رسیدن به هدف و خواسته را تجسم کرد، چون به بیراهه‌ای پُر پیچ‌وخم، کشیده می‌شوی. در آن لحظه سعی کن به احساس عمیقی که در تو جریان دارد توجه کنی.

جنس این احساس، از جنس آرامش، خوشحالی، ایمان و احساسات مثبت نسبت به آن خواسته است، و یا احساس یأس و ناامیدی و عدم لیاقت و احساسات منفی است. این احساس چه مثبت باشد و چه منفی باشد، کلیدی است که به دستان تو می‌دهد. و باید از آن برای شناسایی و کشف درونت و باورهایت استفاده کنی.

همین الان میتوانی با تهیه کتاب تجسم هدفگرا، این مسیر لذت بخش را شروع کنی و باورهای درونی خود را بشناسی و برای هماهنگ شدن با خواسته‌های خود، در این مسیر با کتاب همراه شوی. تمام آنچه که نیاز داری برای تو در این کتاب فراهم شده است

تجسم - چگونگی رسیدن به خواسته

کتاب تجسم هدفگرا

این نکته حیاتی را باید بدانیم که وقتی که در حال تجسم خواسته‌های خود هستیم، ناخودآگاه ذهن ما به روی چگونگی رسیدن به آن خواسته سوق پیدا می‌کند. و این طبیعت ذهن ما است که دنبال راه حل مسائل باشد.

و این ذهن منطقی ما است که برای حفظ حالت موجود و با توجه به شرایط فعلی، نتیجه‌گیری می‌کند و خواسته‌ی ما را، با امکانات و شرایط و موقعیت کنونی که در آن قرار داریم، قضاوت می‌کند و وارد عمل می‌شود. تمام تلاش ما باید این باشد که، این روند را متوقف کنیم تا بتوانیم عمل تجسم را، به فرایند درست خود هدایت کنیم.

سؤالات مخرب و سمّی که ذهن انسان را در زندانی اسیر می‌کند و قفل بزرگی بر ذهن و ایمان انسان می‌زند:

  • چطوری؟
  • از کجا؟
  • از چه کسی بخوام؟

بخشِ بزرگی از ایمان، برداشتن قدم و اقدام کردن است

  • ذَٰلِکَ الْکِتَابُ لَا رَیبَ فِیهِ هُدًى لِلْمُتَّقِینَ
  • الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِالْغَیبِ وَیقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ ینْفِقُونَ

خداوند در سوره بقره می‌فرماید: این کتابی‌ست که شکی در آن نیست و برای افراد بااراده و ثابت‌قدم هدایت بخش است.

آنان افرادی هستند که به چیزی که نمی‌بینند، ایمان واقعی دارند و همواره با خدا ارتباط دارند و (با باور فراوانی) ثروتی که به زندگی آن‌‌‌ها وارد می‌شود را با بخشش، جاری می‌کنند.

بخش بزرگی از ایمان ما، به این وابسته است که به مقصد و نتیجه‌ای که در شروع مسیر نمی‌بینیم، ایمان داشته باشیم و آرامشی را در دل داشته باشیم که در تلاش ما، به طور حتم نتیجه‌ای نهفته است و درنهایت با پیمودن مسیر، به مقصد خود خواهم رسید. در غیر این صورت تمام ذهنیت ما در زندان سؤالات مخرب و محدود درگیر می‌شود.

مانند راننده‌ای که در جاده‌ای تاریک در حال رانندگی است، و فقط چند متر را که چراغ ماشین روشن کرده‌ است را می‌بیند، و با این‌که تمام مسیر را نمی‌بیند اما یقین دارد که این مسیر درست است و در نهایت به مقصدی که می‌خواهد، می‌رسد.

یکی از کار‌‌های مهم دنیا، تست کردن ایمان ماست که از این طریق بتواند جدیت و ثبات قدم ما را ببیند و بداند واقعاً طالب آن خواسته هستیم یا خیر.

بعد از آن، کائنات از طُرق مختلف، تو را به مسیر‌‌هایی هدایت می‌کند که پاداش ثابت قدمی و اثبات قاطعیت تو است. و راهکار‌‌هایی به ذهنت می‌رسد که قدم بعدی را با قدرت و نتیجه‌بخش‌تر طی می‌کنی. و این پاداش کسانی است که به چیزی که نمی‌بینند ایمان دارند و به نداری درونی خود گوش می‌دهند.

حرکت کردن و عمل به الهامات = ایمان داشتن به نتیجه

وقتی که در مسیر خواسته‌‌‌ها قدم برمی‌داریم و بعد از فرآیند تجسم، در مسیر فضای فکری‌ای قدم می‌گذاریم که‌ ایده‌‌‌ها و الهاماتی به ما خواهد رسید که راه رسیدن به آن خواسته‌‌‌ها را برای ما نشان خواهد داد. و به این صورت است که فقط اولین قدم به ما گفته می‌شود و ما باید به همان قدم اول عمل بکنیم.

مثل این است که به ما گفته می‌شود با یک فرد تماس بگیریم یا کتابی که مدت‌‌‌ها پیش خریده‌ایم را مطالعه بکنیم. زیرا درون آن کتاب آگاهی وجود دارند که می‌توانند ما را به سمت آن خواسته نزدیک‌تر کند. نکته‌ی مهم این است که، این حس و این الهام زمانی به ما می‌رسد و به ما گفته می‌شود که ما احساس درونی خوبی داشته باشیم. راهنمایی‌‌‌های خدا به طریق الهامات و صحبت‌‌‌هایی که به قلب ما می‌رسد به ما گفته می‌شود. پس باید قلبمان را برای پذیرش این هدایت، محیا کنیم.

تمام این حس‌‌‌های درونی، جنسی از اطمینان و آرامش را در اعماق دلمان ایجاد می‌کند و فقط کافیست که همان عمل را، به عنوان قدم اول انجام دهیم. و البته این همه‌ی مسیر رسیدن به آن خواسته نیست. فقط قدم اول است. حرکت و اقدام و قدمی که با شرایط و امکاناتی که اکنون داری، قادر به انجام آن هستی.

معمولاً افراد با پیش‌داوری‌‌‌های خود و ذهنیت منفی و باور‌‌های منفی خود، مانع از انجام قدم اول می‌شوند، که کلید اصلی باز شدن در‌‌های بعدی خواهد بود. این باور‌‌ها و ذهنیت منفی باعث می‌شود که نتوانیم به احساس درونی‌مان و سیستم هدایت درونی‌مان، گوش فرا دهیم.

یک موضوع مهم در مسیر تحقق خواسته‌ها

خیلی از ما فکر می‌کنیم اگر خواسته‌ای داریم، و می‌خواهیم به آن هدف برسیم، باید اتفاق بخصوصی بیافتد که فکر می‌کنیم، آن تنها عامل موفقیت ما است و با آن می‌توانیم به یکباره به هدف خود برسیم. و اتفاقاً، همان یک اتفاق بخصوص، همیشه همان چیزی هست که الان آن را نداریم و گره کارِ ما و عامل نرسیدن به آن هدف می‌شود. (حتی بهانه‌ی ما برای تلاش نکردن است) مانند:

  • باید حتماً فردی با من همراه بشود.
  • الآن شرایط برایم فراهم نیست.
  • باید از ماه بعد شروع کنم.
  • باید فردی از من حمایت کند.
  • باید منابع مالی و سرمایه اولیه‌ای به من بدهند.
  • باید آن شخص برگه‌ام را امضا شود.
  • باید فردی برای ما این کار را بکند.

و این ذهنیت شرک‌آلود اکثر افراد جامعه است که قدم اول را برنمی‌دارند.

و اما موضوع مهم تست کائنات

به خاطر داشته باشید، برای هدایت شدن به قدم‌‌‌های بعدی، کائنات ما را مورد آزمایش قرار می‌دهد تا از قطعیت خواسته‌ی ما برای ادامه دادن، مطمئن شود، برای همین فرکانس قطعیت بسیار قوی و مؤثر است.

وقتی که قدم اول هر ایده‌‌ی الهامی را، با ایمان و قاطعیت برمی‌داریم، در این آزمایش پیروز شده‌ایم. فرکانس قطعیت ما را می‌تواند زودتر به خواسته‌ای که داریم برساند. برای همین آدم‌‌‌هایی که تکلیفشان با خودشان و اهدافشان مشخص است، بهتر و زودتر به خواسته‌هایشان می‌رسند.

خود من بعضی اوقات اگر کسی چیز مهمی از من بخواهد که باید برایش ارسال کنم، به او می‌گویم برای یادآوری مثلاً ساعت ۹ شب به من پیام بده. با این کار مطمئن می‌شوم که خواسته‌ی وی واقعی است و در این راه واقعا مصمم است. آن‌وقت برایش زمان می‌گذارم.

“پس همواره در راه اهدافت نشان بده که جدی و مصمّمی”

  1. ناصر چشمه‌ای گفت:

    سلام پس چطور برای خودمون دد لاین در نظر بگیریم؟ مثلا تا فلان زمان به خواسته مون برسیم؟؟؟

    1. مدیریت ذهنوین گفت:

      سلام و درود
      شما برای انجام کارهای روزانه و برنامه ریزی هاتون باید حتما اون زمان اتمام و دد لاین رو در نظر بگیرید اما هدف گذاری بر پایه زمان درست نیست

    2. Milad گفت:

      واقعا مقاله عالی و بی نظیری بود .

      1. مدیریت ذهنوین گفت:

        زنده باشین دوست عزیز ممنونم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *